به خدایی که می پرستید / به مقدسات / به عزیزترین کسان /به بهترین چیزها
بیماری بود اونجا که سنگ صفرا داشت. ۵۴ ساله بود و همسرش بالای ۷۰ سال داشت و فرزندی هم نداشتن. محبتی که آقا توی صحبتهاش با خانومش داشت یک لحظه حسودی من و برانگیخت! یه لحظه فقط! تنها بیماری بود که دیدیمش و با لبخند از اتاقش بیرون اومدیم...
به شکرانه سلامتی تون هم که شده برای بیمارانی که فردا و فرداهای بعدش سر از این اتاق عمل ها در میارن دعا کنین... یادتون باشه همیشه کسایی هستن که حالشون از بدترین احوال ما هم ناخوش تره...
قسمتون می دم...
مواظب باشید!
امروز بیمارستان شهدا بودیم. بیماری که برای رژیم درمانی به من و دوستم سپرده شد "دیابتی"بود.
برای دیدن پرونده تا برگشتن بیمار از اتاق عمل صبر کردیم. یک آن نفس هر دومون بند اومد. عمل "آمپوتاسیون" یعنی قطع عضو بود. دو تا انگشت پای بیمار قطع شد امروز... به خاطر دیابتی که با مراقبت می شه کنترلش کرد...
این لینک رو برای افزایش اطلاعات در مورد دیابت می ذارم. به عقیده من دیابت از سرطان وحشتناک تره! نمی دونم. شاید حرفم عاقلانه نیست. اما باید ببینید....
بیماری بود اونجا که سنگ صفرا داشت. ۵۴ ساله بود و همسرش بالای ۷۰ سال داشت و فرزندی هم نداشتن. محبتی که آقا توی صحبتهاش با خانومش داشت یک لحظه حسودی من و برانگیخت! یه لحظه فقط! تنها بیماری بود که دیدیمش و با لبخند از اتاقش بیرون اومدیم...
به شکرانه سلامتی تون هم که شده برای بیمارانی که فردا و فرداهای بعدش سر از این اتاق عمل ها در میارن دعا کنین... یادتون باشه همیشه کسایی هستن که حالشون از بدترین احوال ما هم ناخوش تره...
نوشته شده در شنبه یازدهم آبان 1387
توسط پیک سحر| |

