تبليغاتX
نامردستان - خدایا ریشه ی جوگیری و ادعا را بسوزان...

عصری که گذشت... برای چند دهمین بار از تلویزیون پخش شد ... به اشتیاقی عجیب دیدمش انگار اولین بارست... به همان تازگی بارِ اول که دیدم... با همان احساس...

و صحنه ای که عاشقش بودم ... "چرا اینجا اینجا اینجا؟! من شکایت دارم... من شاکی ام.. پس کو اون رحمانت ... کو اون رحیمت ... آخه قرار ما این نبود ... من شکایت دارم... من شاکی ام...!"

و کلی تعجب و حیرت... که خدایا ... یک نفر را این چنین بی ادعا خلق می کنی... و می شود خالق معجزه ی ترکیب موسیقی و تصویر و کلام ... به زیباترین شکل ممکن...   دیگری اما چنان بی هنر و جوگیر و مضحک ... که با ملغمه ای از جوک و باقالی و حالت تهوع در هواپیما ... اصرار به ثبت شاهکاری عظیم دارد ...

باشد که تکثیر "ابراهیم"ها... آتش جوگیران بی هنر که به واویلا لیلی و رقص و باقالی و صحنه های خط قرمز شکنشان  دلخوشند و سینما شده وسیله تخلیه ی عقده هایشان در صحنه های رقص و ساز و آواز را خاموش کند! آمّین...

نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388 توسط پیک سحر| |